السيد الخميني
109
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
وسيعهاى كه ريزهخوار اشعهء منيرهء شمساند ، و تمام منظومهء شمسى را كه از محيط فكر من و تو خارج است به منظومههاى ديگرى كه شمس ما با همهء سياراتش يكى از سيارات يكى از آنهاست ، كه هر يك آنها طرف قياس با شمس ما و سيارات آن نيست و آنچه از آنها تاكنون - از قرارى كه مىگويند - كشف شده است چندين مليون مَجرَّة « 1 » است ، كه در اين مجرّهء نزديك كوچك چندين مليون منظومهء شمسى است ، كه كوچكترين آنها از شمس ما مليونها مليون بزرگتر است و نورانىتر ! اينها همه از عالم جسمانى است كه قدر آن را جز خالق آنها نمىداند ؛ و كشف ارباب كشف به مقدار قليلى از آن بيشتر موفق نشده . و تمام عالم اجسام در مقابل عالم ماوراءالطبيعه هيچ قدر محسوسى ندارد ؛ و در آنجا عوالمى است كه در فكر بشر نگنجد . اينها شؤون حيات تو و حظوظ تو و من است از اين عالمِ وجود . و پس از آنكه ارادهء حق تعلق گرفت كه تو را از اين دنيا ببرد ، امر كند به جميع قوايت كه رو به ضعف گذارند ؛ و فرمان دهد به تمام ادراكاتت كه از كار بايستند ؛ كارخانهء وجودت را مختل فرمايد ؛ سمع و بصر و قوّت و قدرتت را بگيرد ؛ و تو يك جمادى شوى كه پس از چند روز از گند و تعفنت مشام مردم متأذى شود ؛ و از صورت هيئتت آدمها گريزان گردند ؛ و تمام اجزاء و اعضايت پس از مدتى از هم بگسلد و پاشيده گردد . اينها حال جسم تو . مال و منال و حشمَت هم كه حالش معلوم است . اما برزخ تو اگر اصلاح نشده خداى نخواسته به روى خدا مىداند در چه صورتى و در چه حالتى هستى . ادراكات اهل اين عالَم از ديدن و شنيدن و شم آن عاجز است . ظلمت و وحشت و فشار قبر را تو هر چه بشنوى به تاريكىها و وحشتها و فشارهاى اين عالم قياس مىكنى ، با آنكه قياس باطلى است . خداوند به فرياد ما برسد از آنچه براى خود به اختيار خود تهيه كرديم . عذاب قبر - كه نمونهاى از عذاب آخرت است ، و از بعض روايات استفاده شود كه دست ما از دامن شفعا هم كوتاه است « 2 » -
--> ( 1 ) - مَجَرَّة در لغت عربى به معنى كهكشان است . ( 2 ) - قُلْتُ لِابِي عَبْدِاللَّه عليه السلام : إِنِّي سَمِعْتُكَ وَأَنْتَ تَقُولُ : كُلُّ شِيعَتِنَا فِي الْجَنَّةِ عَلَى مَا كَانَ فِيهِمْ . قَالَ : « صَدَقْتُكَكُلُّهُمْ - وَاللَّهِ - فِي الْجَنَّةِ » . قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ، إِنَّ الذُّنُوبَ كَثِيرَةٌ كِبَارٌ . فَقَالَ : « أَمَّا فِي الْقِيَامَةِ فَكُلُّكُمْ فِي الْجَنَّةِ بِشَفَاعَةِ النَّبِيِّ الْمُطَاعِ ، أَوْ وَصِيِّ النَّبِيِّ ؛ وَلَكِنِّي وَاللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ فِي الْبَرْزَخِ » ، قُلْتُ : وَمَا الْبَرْزَخُ ؟ قَالَ : « الْقَبْرُ مُنْذُ حِينِ مَوْتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ » . به ابو عبداللَّه عليه السلام گفتم : « شنيدم كه مىگفتى : همهء شيعيان بهرغم آنچه كه در آنهاست ( گناهانى كه دارند ) در بهشت جاى دارند » . فرمود : « به تو راست گفتم ، به خداوند سوگند كه همهء آنها در بهشت جاى دارند . « گفتم فدايت شوم . گناهان بسيارند و بزرگ ! » فرمود : « اما در قيامت همگى شما با شفاعت پيامبر كه خواستهاش برآورده مىشود ، يا جانشينش ، در بهشت خواهيد بود . اما به خداوند سوگند كه من در برزخ بر شما مىترسم » . گفتم برزخ چيست ؟ فرمود : « همان قبر است از هنگام مرگ تا روز قيامت » . ( الكافي ، ج 3 ، ص 242 ، « كتاب الجنائز » ، « باب ما ينطق به موضع القبر » ، حديث 3 )